قصههای قرآنی - حضرت ابراهیم - ۲
یکی از مادران شجاع بابل به نام ورقه از خانه بیرون نرفت تا کسی نفهمه بارداره موقع تولد پسر خود به غاری پناه برد و آنجا زایمان کرد. ورقه اسم پسر خود را ابراهیم گذاشت. و او را چندسال در همان غار پنهان کرد. وقتی ابراهیم ۷ ساله شد، ورقه او را به شهر آورد. و چون پدر ابراهیم فوت کرده بود آذر عمویش سرپرستی او را بعهده گرفت.حفظ سوره یس
عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِیمٖ۴ . تَنزِیلَ ٱلۡعَزِیزِ ٱلرَّحِیمِ٥
بر راهى راست (قرار دارى)؛ . این قرآنى است که از سوى خداوند عزیز و رحیم نازل شده است.